
اینطور نگام نکنین. کارتون تمومه . امشب میخوام نسخه تون رو بپیچم وبعد...پرواز ...ازتو مخم میرین بیرون. مثه اینکه قانون فراموشتون شده . تو این ورق پاره ها فقط یه دستخط رویت میشه اونم واسه منه ،مال منه . من !
میخوام حالتون رو بگیرم . امشب قصه بی قصه . دیگه نمیذارم وسط موضوعاتم بچرین و مفت مفت مشهور شین . بیخودی که اینجا نیستم . خیلی حالیمه . حالا دلتون رو بسوزونم یا نه ؟ هان ؟ بگم چی دارم که شما ندارین ؟ فعلا بدونین تو جیبمه ولی رو که نمیکنم . واسه شما رو کنم ؟ نه ، اندازه ی این حرفا نیستین . اگه طالب موندنین باهاس بازی کنین . تو چی گفتی خیکی ؟ باز روت زیاد شد ! گذاشتمت نقش اول یه موضوع جنایی ولی ریدی تو طرح و ایده ام مردک . آره تو انتر. بشین رو صندلی ات . میگم بشین حرف نباشه . بی پدرمادر،انگل،بی وجود. هی تو کجا ؟ بتمرگ سرجات گیس بریده. واسه بقیه کلوپاترایی ، زیر تیغ ذهن ما پری بلنده ! سَرِت رو به باد میدی دوباره پاشی . زِر زِر عاشقونه نکن تا خشکت نکردم . به به ، بابا کوری . دو سه قدم راه رفتنت هم با اراده ی منه ، حالا ادای زورو رو میخوای دربیاری . با یه خط خطیه خودکار میخوابی سرجات قرتی صفتِ بچه باز. خودت بگو ، چند بار زور زدم ازت ژان والژان بسازم ولی دنبال غلام بچه های ذهنم رفتی پی الواطی . حالا تو پرونده ات اسم هیچ نقشی ثبت نشده ، ولی دیگه دیره ، دیگه باهاس بری ، بری بمیری . البته الان بتمرگ . گفتم بتمرگ . آره . خوبه . حال میکنم حال میگیرم . شما حرفی داری جناب ؟ با شما هستم . بله ، هنوز تو حس نقشِ قبلی ات موندی ؟بارونی پوش بی عرضه ! قدم رو توی پاریس ، مسکو ، لندن و نیویورک هی تو بارون راه رفتی ولی عرضه ی خودکشی نداشتی . کی شخصیت داستانش رو اینهمه جاها میبره . اونم مجانی . حرف نزن ، میگم حرف نزن دیگه . آره برو تو حس نقش قبلی ات . منم میرم تو پاراگراف بعدی واسه نقطه عطف.
فقط یه بار میگم ، حواستون جمع باشه . تو جیبم یه کاغذه . توش یه موضوع پرسروصداس. هرکی حدس زد می مونه تو مخم ، بقیه تشریف میبرن . قبول ؟ تو، تو چی؟ خوبه . شما؟ اوهوم . تو هم هستی ؟ خیله خب . حالا کار رو شروع میکنیم. پس برو تو حدس . اول کی میگه ؟ کی ؟ ای بابا خوف نکنین . فوقش میرین تو دنیای افکار یه چند روز چرخ میخورین بعد می چسبین به یکی دیگه عین من . از گفتن غلط نترسین . آره ، ترس نداره . خب ، اولی اش پاشه . دِ پاشین دیگه . تو، تو پاشو . آره ، بیا جلو . یه لحظه وایسا . خانوما آقایون ، خیکی دل و جرات پیدا کرده . حالا موقعشه . بگو. دِ بگو دیگه . میخوام بعدش راست تو چشمات بگم غلطه خائن . نترس. سرت رو بگیر بالا . بگو عزیز . نمی کشمت که ...خب....خب...خب...شرمنده ، کج زدی خورد تو خاکی . نه عزیز موضوع تو جیبم عاشقونه نیس . عیبی نداره . وایسا گوشه . دِ برو گوشه ، نترس . نه ، شوخی نیست ولی فعلا باش تا نوبت بقیه هم برسه . آره عزیز همونجا خوبه . دستت هم بگیر به شکمت . خب ، بعدی کیه ؟ یالا... تو؟ خوبه بیا جلو . سعی نکن خامم کنی ، باشه ؟ نگات نمیکنم . بگو . نه جلو نیا . میگم نیا . فقط بگو و برو. سرخ نشو . شایدم درست زدی تو خال ... چی ؟ اوهوم ... اوه ، اوه . اینو ببین ، میگه ترسناک . نه خوشگله غلطه . میگم غلطه . من باید تشخیص بدم و منم که میگم غلطه . دستمال اون گوشه هس بگیر رو چشمات . موهات هم بریز تو صورتت . تو یکی بد خطری هستی . بعدی ... بین شما کی اول میگه ؟ اگه تویی که احتیاج نیس تکون بخوری . ازهمونجا حدست رو بگو . نه ، از قیافه ی کریهت خوشم نمیاد . زِرِت رو بزن . .. نمیزنی نزن ... به به این یکی رو ببین ... به تو ربطی نداره بی عرضه . تو فعلا حواست به خودت باشه . خوش دارم حال این کوره رو بگیرم . پس خودت رو قاطی نکن . اصلا میخوام به همتون توهین کنم . من خدای شمام. پس خفه شین . وایسا سر جات بارونی پوش بی عرضه . تا اینجاش هم زیاد اومدی . تو اعتراضی نداری خیکی ؟ بکش کنار دستت رو زنک . خودکار دست من میمونه . آروم . گفتم آروم . برو عقب ... هی چاقو از کجا دراومد ! دیوونه ... که اینطور . حالا تو روی من وایمیستین ؟ ارواح عمه تون متحد شدین . تن به بازی نمیدین . آره ؟ می خواین تهدیدم کنین ؟ منو از بین ببرین ؟ ولی می دونین که این رسمش نیس . خیکی یادت نره کی بودی و حالا چی هستی . با تو هم هستم آقا کوره . از گوشه خیابون کشیدمت تو مخم . به جای سرما ، گرما . جای گرسنگی ، شکم سیری . پیش من بهت بد نگذشته . قبول گیس بریده . با تو بد تا کردم . مدام دست به دست میشدی ، پس اینجا و بیرون فرقی برات نداشت . اما یادت نره تو مخ من ساعت کارِت کمتره . نه ؟ تخت خواب و گردش هم داری . درسته ؟ پلیس هم نمیزنه تو سرت . پس تو هم بدهکاری .
من از اولش هم با این یارو که عرضه ی خودکشی نداره ، حال نمیکردم . حالاهم فهمیده ، واسه همینم تو روی من چاقو کشیده . یه قراره مردونه کار رو درست میکنه . وایسا عقب با تو حرفی ندارم . می بینین . داره میاد جلو. ترسیده . مثه شما واقعی نیس . میترسه سرش رو بکنیم زیرآب . چه بهتر . این نوشته یه اتفاق اینجوری میخواست. یه تصحیح ساده . میخوام دوره اش کنین اما خوف نکنین چون خودکار دست منه . چاقوش بهتون نمیخوره ، اگه بزنه ، البته اگه بتونه ، فقط خودش رو میزنه . دِ یالا خیکی تکون بخور . واسه چی زل زدی به من . برو جلو . می بینی ، داره تو خودش جمع میشه . الانه که چاقوش رو غلاف کنه . خیکی ، فکرت به موضوع کاغذ تو جیبم باشه . نقش اولش مال توئه . دوتای دیگه اش هم مال شما دوتاست . خیکی برو جلو . اوه اوه . دیدی ؟ نخورد بهت . گفتم که ... مرسی آقا کوره . خوب داد کشیدی . طرف جا خورد . عالیه خانومی . خیکی هلش داد حالا موقعشه . پاشنه ی کفشت رو دوباره بکوب . بکوب تو چشماش . دوباره ، دوباره . خوبه . بزن . آدمی که عرضه ی خودکشی نداره باید سَقَطِش کرد . بکوب ... دارم حال میکنم . هی خیکی ! بیا اینجا . حواست به من باشه . نترس صدامون نمیره اونور . ببین . موضوع تو جیبم درباره ی زندگی یه ... می فهمی که ... فقط یه شخصیت داره . حالا انتخاب با خودته . اونا که مشغول درب و داغون کردن صورت یارو هستن . پس بپر چاقویی که از دست بارونی پوش سُرید زیر صندلی بردار. .. اگه بزنی تمومه. آره خیکی جون تمومه. هول نکن . همه چیز ردیفه ؟ نه نه نه اول دختر رو ... صبر کن . حالا ! ... بسه . یه ضربه کافیه . عجب سوت کر کننده ای . بزار خونش بره ... بدو دنبال آقا کوره ... خاک تو سرت . چی شد ؟ عیبی نداره . مجبوره برگرده . مثه اینکه همچین کورِ کور هم نبود . حالا غمباد نگیر. بیا ... بیا اینجا . این کاغذ حالا مال توئه . بخوونش . خودت می بینی که موضوع پرسرو صدایی یه . من به قولم عمل کردم . خجالت نکش . بازش کن بخوون ... چیه ، رفتی تو لک . تا آخرش رو خوندی ؟ با توأم . دارم باهات حرف میزنم . فکر میکنی غیر این نقش به درد نقش دیگه ای هم میخوردی ؟ پس چی خیال کردی . موجودی عین تو نقش ِ گنده تر از این نمیگیره . پشتت رو می کنی به من ؟ اصلا گور پدرت . کاغذ رو بده بیاد . اوهو... چنگ و دندونت رو خورد میکنم .مثه اینکه شلاق میخوای . یالا! ... بده اش به من ... حالا گورت رو گم کن . چرا وایسادی ؟ نه ! نقش بی نقش . تو موضوع من دیگه جایی نداری . یه نگاه به دور و برت بکن ببین چی کار کردی . حالا یه فرقی بین خیکی و این جنازه ها وجود داره . من می کُشم . من زنده میکنم . اینو واسه بعدها یادت باشه . اما تو دیگه تو این چرخه نیستی . تو یه تفاله ای . اینم یه تیرخلاص ادبی . تمام .