برای جلال الدین
روبروي هم نشستند، با طمانينه، بي آنكه چشم از هم بردارند. دو آرنج مرد جوان تكيه كرد به ميز، در مقابل مرد ميانسال لم داد به پشتي صندلي. هر دو بي حركت ماندند. پيشخدمت آمد. دو ليوان آب، دو كارد و چنگال، دو برش كيك و دو فنجان قهوه گذاشت روي ميز و رفت. جوان آرام پلك زد. ميانسال ملايم آه كشيد. تكان جزيي در آرنج. حركتي سنگين و كُند در كتف. نگاه ها خيره مانده به هم. سكوت. بخار قهوه، عرق ليوان يخ، عطر كيك، ضربان يكنواخت نبض. آرامش چنگال در انگشتان جوان. تحكم كارد در مشت ميانسال. تخليه قهوه ، آب. حذف كيك از بشقاب. آهسته نزديك شدن سرها به هم. شُعله كوتاه. رقص دود بر روي ميز. پيشخدمت مي آيد. چشمك ميانسال. تبسم جوان. هر دو برمي خيزند با رخوت. نگاه مردد پيشخدمت. دست ها فرو مي رود در جيب. پرواز خالي انگشت ها. ميانسال شانه بالا مي اندازد، جوان هم. پيشخدمت با اخم مي رود طرف صندوق دار. ميانسال دست روي شانه جوان مي اندازد. شليك خنده. پا به فرار مي گذارند. داخل جاسيگاري روي ميز، دو حلقه ازدواج رها مانده اند.
