تبليغاتX
برف سیاه - رژه در شب

برف سیاه

برفیست که بر سر من می بارد

 

ونگ نوزاد. مرد و زن بي حركت در تخت. ونگ بعدي. مرد سر زير بالش مي برد. ونگ سه. زن سر زير بالشِ مرد مي برد. ونگ چهار. سكوت. ونگ پنج. بالش مي خورد به سقف ، مي افتد دوباره روي تخت.  شش. مرد مارواره تكان مي خورد.  هفت. سكوت. هشت. زن چنگ مي زند به موهاي خود. نُه. مرد مي نشيند. ده. زن مي ايستد. مرد برپا مي خيزد. زن سلام مي دهد. مرد احترام مي گذارد. هردو شانه به شانه مي آيند كنار گهواره. پاها در راستاي شكم نود درجه بالا مي آيد. ريتم چكمه ها و شماره ها. يك دو سه چهار، يك دو سه چهار. طنين شيپور. رفت و برگشت گلنگدن ها. سكوت. لوله اسلحه ها به سمت آسمان. شليك. سكوت. پرچم بالا مي رود. رژه ي پوتين ها تا تخت. زن و مرد درازكش بر بستر. پتو روي صورت. سكوت. ونگ ضعيف. مرد غلت مي خورد. ونگ ضعيف تر . زن غلت مي خورد . سكوت . ونگ نحيف. غلت زدن مرد. نحيف تر. غلت زدن زن . سكوت. ونگ بي جان. غلت. بي جان تر...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:15  توسط هادی جاودانی  |